تبلیغات
واژه بیدار - نگاه و نشان

واژه بیدار
 
رَّبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّی مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَصیرًا




شب گذشته گردان امام حسین در پی یورش به نیروی دشمن موفق به عقب راندن انان تا پشت کارخانه شیمیائی عراقیها شده بود و همین امر باعث شد که با کمبود نیرومواجه شویم بنا براین برای حفظ این دستاورد والبته قوت بخشیدن به روحیه دوستان هم رزم ،فرماندهی خط با هماهنگی خواستار نیروی جدید شدند شاید به ساعتی برنخورد که گردان امیر المومنین به سر فرماندهی جبیب سلمانی سر وکله اشان پیدا شد من واقا مهدی امینی واقای علیرضا امینی از خوانسار با تعدادی از بر بچه های اصفهان در کنار یه تانک سوخته عراقی مسئولیت داشتیم که از بخشی از دپو ناقصی که شب گذشته احداث شده بود دفاع کنیم اینکه عرض کردم دپو ناقص خود ماجرائیست که باید جداگانه به ان پرداخت بمرور والبته برای وبلاگ دیگری این لحظه را نیر به ثبت میرسانم .......


میرسانم .باشد که مورد تقبل الله قرار گیرد و......
از صبح زود تا دم دمای ظهر روز جمعه 8/12/1365محور نهرالجاسم بسیار شلوغ بود از چپ و راست عراقیها با لجستیک قویشون حسابی ما را زمین گیر کرده بودند ،ماجرای پاتک عراقیا از شب گذشته همینجوری بود ، اصلا اگر از استراحتش بگذریم بحث بی قیطی (بی غذائی )خود مشکلات را دو چندان کرده بود یکی دوبارم ماشینهای غذا میاومدند ولی مورد تیر رس عراقیها بود وسریع منهدمش میکردند ،عراقیا خوب مسلط شده بودند و میدونستن که اگر اب ونون بما برسه دمار از روزگارشون در میاریم عین صحنه اوردن اب به خیمه ها بود (یا ابوالفضل العباس )تا اینجا رو داشته باشید......... حالاپشت خط یعنی موقعیت یا مهدی محل استقرار تدارکات کل لشگر مترصد فرصتیست تا اجام وظیفه نماید و موادغذائی سرو شده (مرغ بسته بندی شده خوراکی با مخلفاتش )به بچه ها برسونه اونا دارن تو یه وانت لندکروز میچنن که حاج حسین در دم میرسه ومیپرسه هنوز برای بچه غذا نفرستادید ،همه ساکت میشن یه نمه عصبانی میشه بعدا مصطفی سینی ساز تو یه جلسه نشست بچه های لشگر برامون گفت که به راننده گفت جیگرشو داری بری یا نه ، راننده یه پیر مرد بود وگفت بله حاجی خودم میرم ولی یه دفعه حاج حسین گفت خودم باهات میام از این حرف لحظه ای نگذشت که یه خمپاره ..................لشگر امام حسین را بی حسین کرد یا (یا حسین ).حالا دوباره بیائین تو خط فبلا باید بهتون بگم مطابق این گرد وغباری اخیری که مرز جوب کشور مان را وکشور عراق را فرامیگیرد مسبوق به سابقه است خوانندگان محترم الآن چند دقیقه ای که خط پر تلاطم محور الجاسم انقدر اروم شده که حتی یه تیرم رد وبدل نمیشه چرا که اون گرد وغبار معروف دید کل خط را گرفته بود حالا تویه این لحظه گروهان سوم گردان امیر المومنین که اقای دکتر حمید اورعی نیز در ان بعنوان نیروی رزمنده بود سر وکله اشان پیدا شد ولی همشون گریان بودند اره اونا با خبیر بودند که چه اتفاقی افتاده بهر حال قصه لو رفت دیگه هیچکدام از بر و بچه ای گردان امام حسین نا ورمق موندن رو نداشتند .....................ونا تمام

به پاس همه احترامی که برای صاحب
این خاطره قائل هستم و برای
پاسداشت یاد وخاطره
سردار شهید حاج حسین خرازی




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 8 اسفند 1392 توسط حریم حائر