تبلیغات
واژه بیدار - شهید عبدالله سمیعیان

واژه بیدار
 
رَّبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّی مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَصیرًا
بسم الله الرحمن الرحیم
الذین امنوا وهاجروا و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجت عندالله و اولئک هم الفائزون
آن کسانی که ایمان آوردند و هجرت از وطن و خانه های خود نمودند و جهاد کردند در راه خدا به مال و جان خود بزرگترند
زندگینامه پاسدار شهید عبدالله سمیعیان
باز شهید دیگر از تبار پاک ابراهیم و از سلاله پاک پیامبر (ص) از کاروان حسین علیه السلام از فرزندان پاک کشور اسلامی بدست مزدوران بعث به خیل شهدای اسلام پیوست . پاسدار شهید عبدالله سمیعیان فرزند حسن مردی پاکدامن در سال 1342 در بیدهند خوانسار متولد شد از همان کودکی پرهیزکاری و درستکاری در چهره او نمایان بود تا این که در سن 7 سالگی وارد مدرسه شد پنج سال ابتدایی را طی کرد و مدرک گرفت پس از آن برای رفع نیازمندیهای خود و خانواده مشغول به کار شد 12 سال بیشتر نداشت که در کارخانه ریسندگی مشغول فعالیت شد او با همرزم شهیدش برادر غلامحسین میرشفیعی یکجا کار می کرد مدت 3 سال که در کارخانه کار می کرد فعالیت چشمگیری داشت مدتی را اشتغال به کار رانندگی و پس از ان در کارهای حمام به پدرش کمک می کرد با شروع انقلاب شکوهمند اسلامی در سال 1357 عبدالله فعالیت های زیادی داشت که ازجمله در تظارهرات و پخش اعلامیه در امور خانواده به پدرش کمک های جانی . مالی می کرد با شروع جنگ تحمیلی علیه ایران مدت ها با پدرش صحبت کرد تا توانست رضایت او را برای رفتن به جبهه جلب نماید  بعد ازآن جهت دیدن آموزش نظامی به بسیج مراجعه کرد و به پادگان اعزام شد بعد از پایان مدت آموزش یک ماموریت 3 ماهه را در جبهه های شوش و تنگه چزابه سپری کرد عاشقی از عاشقان امام عزیز بود یک بار با مردی که گویا به امام عزیزش بد گفته بود درگیری سختی پیدا کرده و از اهداف مقدس امامش که همان اهداف رسول خداست مردانه دفاع می کرد  .یادش گرامی راهش پر رهرو