|
واژه بیدار رَّبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّی مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَصیرًا
|
![]() پی نوشت گاهی تیرگی هامان آن قدر زیاد می شود که پیامبری را به بردگی می فروشیم و می خریم گاهی آن قدر چشمهامان نابینا می شود که محبت یک دوست را دشمنی می بینیم تو خود بیا و تفسیر کن یا رفیق من لارفیق له ![]() احمق ها نفهمیدند با توهین به انقلاب اسلامی و رهبر گرانقدرش - در کنار توهین به امام هادی و امام زمان علیه السلام – مهر تاییدی زدند بر صراط مستقیم این انقلاب و این رهبر .
· متوکل چون فتح بن خاقان را به وزارت منصوب کرد ، امر نمود که همه بزرگان در رکاب او و فتح بن خاقان پیاده راه روند . راوی می گوید : حضرت هادی علیه السلام را دیدم که در آن هوای گرم پیاده می رود . به ایشان گفتم : نباید شما را به چنین کاری وا دارند . حضرت فرمودند : اینها قصدشان از این کار استخفاف من است ؛ ولی نمیدانند که من از ناقه صالح کمتر نیستم . راوی گوید : این جمله را نزد بزرگی گفتم . او گفت : متوکل بیش از سه روز زنده نیست ؛ زیرا خداوند درباره قوم صالح می فرماید "چون ناقه را پی کردند ، بیش از سه روز زندگی نکردند ." + سه روز تمام نشده بود که منتصر عباسی (پسر متوکل) با چند نفر از غلامان خود وارد جلسه متوکل شدند و فتح بن خاقان را با متوکل پاره پاره کردند .
منبع : جلاء العیون شبر ج3ص122 نقل از سید بن طاووس در المهج – بحارالانوار ج11ص113(چاپ سنگی) . به نقل از کتاب زندگانی چهارده معصوم علیهم السلام آیت الله مظاهری .
· یک جان که بیشتر نداریم ؛ این هم نذر امام هادی...(آقا جان بپذیر) دل نوشت :
آسمان فرصت پرواز بلند است ولی قصه این است چه اندازه کبوتر باشی برچسب ها: امام هادی علیه السلام، ناقه صالح، جنبش حمایت از امام هادی علیه السلام، تنها پنج روز دیگه مونده !
![]() آیا میتوان شبکه جهانی
اینترنت را با فشردن یک کلید قطع کرد؟ کلید قطع اینترنت در دست کیست؟ چرا
آمریکا میخواهد کلید قطع شبکه جهانی را در دست داشته باشد؟ چه زمانی باید
اینترنت جهان را قطع کرد؟ راههای مقابله با چنین تهدیداتی چیست؟ برای
یافتن پاسخ این پرسشها و سوالات دیگر در مورد کلید قطع اینترنت با گزارش
ویژه مشرق همراه شوید... ![]() نمودار وضعیت اینترنتی مصر در روز 27 ژانویه. حدوداً از ساعت 22:30 کل اینترنت این کشور توسط دولت قطع شد
پیاده روی نکنید تا ربوده نشوید؟ این جمله در نظر اول بسیارعجیب است اما حقیقت دارد رژیم صهیونیستی از شهروندان خود در سرزمین های اشغالی خواسته تا از پیاده روی خود داری کنند این درحالی است که فلسطنیان خشمگین از اسارت فرزندان خود در زندانهای اسرائیل اقدام به ربودن اسرائیلی ها می کنند . پی نوشت :
جانها همه تو، خودت بیا و
تفسیر کن… برچسب ها: اسرائیل، پیاده روی، فلسطین،
این روزها بازارهدیه خریدن و هدیه دادن برای روز مادر حسابی داغ است هدیه می دهند و هدیه می گیرند مادر همه خوبی ها مادرهمه پاکی ها می خواهم هدیه ای برای روز تو تهیه کنم اما وسعم اندک است و دستم خالی است مادرم دل کویری مرا باران و چشم بارانی مرا ساحل آرام باش پی نوشت : شنیدم که فردی برای هدیه روز خود از خدا می خواست خدایا هدیه همسرم به من را در روز زن این قرار ده که او به زنهای دیگر نگاه نکند... برچسب ها: روز زن، ![]() هر چیزی که بدون ذکر بسم الله الرحمن الرحیم آغاز شود ابتر است آنها که به پیامبر (ص) می گفتند ابتر ، خود ابتر و ناقص اند فاطمه سلام الله علیها بسم الله الرحمن الرحیم خاندان نبوی است . ![]() آیت الله العظمی اراکی رحمت الله علیه فرمودند: شبی خواب امیر کبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت. پرسیدم: چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت شد؟ با لبخند گفت: خیر. سؤال کردم: چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟ گفت: نه. با تعجب پرسیدم: پس راز این مقام چیست؟ جواب داد: هدیه مولایم حسین است! گفتم: چطور؟ با اشک گفت: آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند، چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد؛ سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم: میرزاتقی خان! دوتا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود. از عطش حسین حیا کردم، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد. آن لحظه که صورتم را بر خاک گذاشتند امام حسین علیه السلام آمد و گفت: به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی، آب ننوشیدی؛ این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم. به سوی ظهور
فاتحه نخوانید، بوق بزنید! هر گاه که خواستید از جاده روبروی گلزار رد شوید و بروید کت برای شنا، از همانجا و از توی ماشین دستی بلند کنید و برایم فقط یک بوق بزنید. همین! به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق،محمود شهیان زاده (صدیقی) در اسفند 1363 و در جریان عملیات بدر بال در بال ملائک گشود. این شهید عزیز که در گلزارِ شهید آباد دزفول به خاک سپرده شده، قبل از شهادت وصیتی به دوستانش می کند. وصیتی که انجامش شاید کمترین زحمتی را برای اطرافیان به همراه نداشته باشد. آن چه خواهید خواند روایتی است از همان سفارشِ شنیدنی! شهید محمود شهیان زاده (صدیقی)
**از منطقه که برمی گشتیم ، معمولاً هر بار منزل یکی از
دوستان دور هم جمع می شدیم و همان جمع های دوستانه ای را که در جبهه های نبرد داشتیم
، دوباره تشکیل می دادیم. آن شب هم مثل شب های قبل در منزل یکی از دوستان دور هم بودیم
و از هر دری سخنی می راندیم. خیلی از بچه ها بودند شهید پوررکنی ، شهید نجف آبادی
و خیلی های دیگر. در این بین محمود آرام سرش را بالا آورد و گفت : «بچه ها !
من این بار که بروم دیگر بر نمی گردم» . این حرف را که گفت ، باز هم شوخی کردن بچه
ها گل کرد. اما محمود خیلی جدّی دوباره گفت : « بچه ها ! حرفی دارم ! می بینید امروز چقدر با هم دوست و صمیمی هستید؟ سعی کنید همیشه این دوستی و صمیمیت را حفظ کنید.» می دانم این بار که رفتم دیگر برنمی گردم . اما می خواهم
بگویم بعد از شهادتم شما هفته اول و دوم بر مزارم می آیید و دیگر پیدایتان نمی شود
تا چهلم. بعد از آن هم می روید و تا سالگرد شهادتم دیگر سراغی از من نمی گیرید و
بعد از سالگرد هم دیگر مرا فراموش می کنید. محمود نفس عمیقی کشید و گفت : «تمام اینها را می بخشم...اما سفارشی دارم ؛ وقتی آن روز فرا رسید و شما از یاد بردید که
حوالی شهیدآباد هم رفیقی دارید. هر وقت خواستید از جاده روبروی گلزار رد شوید و
بروید کت برای شنا ، از همان جا و از توی ماشین دستی بلند کنید و برایم فقط یک بوق
بزنید. همین.من آن بوق را بجای فاتحه از شما قبول می کنم.
» محمود حرفش را زد و سکوت مجلس ما را فرا گرفت. لب ها به
لبخند باز شد اما کمتر کسی بود که این حرف را به حساب شوخی گذاشته باشد. محمود
کاملا جدی گفت. حالا هر وقت از آن جا رد می شوم ، حتما بوقی می زنم. شما مسئولیت پیام ما را دارید شما مسئول هستید که پیام این شهدا را به جامعه برسانید .شما زبان گویای اسلام هستید . بنابراین وظیفه و رسالت شما سنگین تر از ماست .
|
|